وبلاگ

اتهام وارده ! خیلی به خودت سخت می‌گیری (بخش اول)

اتهام وارده
روانشناسی و خود شناسی

اتهام وارده ! خیلی به خودت سخت می‌گیری (بخش اول)

در حرفه معامله گری هیچ وقت، هیچ سودی تضمین شده نیست.
اگر اینطور نبود که الان مادربزرگ من و شما هم می‌نشستند کنار هم و در حال چایی خوردن یا بافتنی بافتن، دلار و یورو معامله می کردند و میلیارد میلیارد پول به دست می‌آوردند.

تمام آدمهایی که چند وقتی هست در این بازار هستند، می‌دانند که اشتباه اجتناب ناپذیر است.
خودشان هم معمولاً هر چند وقت یک بار، یک اشتباه بزرگ می کنند و تاوانش را هم پس می دهند.
این اتفاق، هم برای تریدرهای حرفه ای می‌افتد که در شرکت های سرمایه گذاری کار می کنند و کلی پول در اختیارشان است. و هم برای تریدرهای مستقل، مثل خود شما.

اگر شما از آن دسته آدمهایی هستید که همیشه تقصیر را گردن خودشان می‌اندازند و فکر می کنند هیچ‌وقت، هیچ مشکلی نباید به وجود بیاد؛ متأسفانه در این بازار به شما خوش نخواهد گذشت.
چون به دنبال چیزی هستید که وجود ندارد (حداقل در این بازار)

تکرار می کنم:
اینقدر خودتان را مقصر ندانید و به خود فشار نیاورید.
اشتباه و ضرر برای همه اتفاق افتاده، باز هم اتفاق خواهد افتاد و هیچ کس از آن راه فرار ندارد.

البته از لحاظ روانشناسی کاملا قابل درک است، که به خاطر اشتباهات خودتان رو سرزنش کنید و به خاطر وجود خطا در کارتان، احساس ضعف کنید.

تازه اینها که خوبه. وقتی در بازار با ضرر مواجه می شوید، بسته به ضخامت پوست و استخوانتان، ممکن است ترس و اضطراب شدید رو هم تجربه کنید. مخصوصا وقتی با پول واقعی در حال معامله هستید و سرمایه تون در خطره.

یکی از مسائلی که از لحاظ احساسی میتونه تاثیرات مخرب زیادی بگذاره و شما باید کنترلش کنید همینه.
اینکه فکر کنید مقصر تمام اشتباهات و ضررها شما بودید و احساس گناه داشته باشید.
این احساس گناه و ترسی که بعد از آن وارد فکر شما می شود، می‌تونه خیلی مضر باشه و باید هر طور شده جلویش را بگیرید.

برای تریدرهای حرفه ای و تمام وقت، تمام زندگی، شغل، اسم و رسم و تجارتشان درگیره این کار است.
برای افرادی که نیمه وقت ترید می کنند هم سرمایه و زمانشان.

طبیعتاً هیچ کس دلش نمیخواد سرمایه‌ای که با زحمت به دست آورده را در چند معامله اشتباه از دست بده.

از یک طرف هم، اشتباه برای همه اتفاق میوفته و بعضی وقتها شرایط اصلا باب میل نیست.
اینجور موقع هاست که سروکله زدن با احساس گناه و ترس مشکل ساز می شه. مخصوصا برای کسانی که تجربه کمتری دارند.
تا حساب این افراد وارد ضرر می شه، احساس گناه حمله را شروع می کنه. بعد از آن هم که ترس میاد و دست های این افراد را سرد می کنه‌. این باعث می شه از حرکت دادن موس هم بترسند، چه برسه به باز کردن یک معامله جدید.

این باتلاقی که توضیح دادم، یعنی پایان کار برای هرکسی که داخلش گیر کنه.
پس هرکاری لازم است باید انجام بدید تا اصلا این ۲ حس وارد فکر شما نشوند.
درک کنید که همه معاملات بد دارند. همه هم ضرر را تجربه می‌کنند. پس اجازه ندهید ترس از چیزی که طبیعت کار هست به شما ضربه بزند. برای چیزی که اجتناب ناپذیر است هم بی‌دلیل احساس گناه نکنید.

میدونم که از دست دادن پول در نهایت برای همه یک مقدار ناراحتی به همراه داره.
ولی خب تازه کارها، وقتی یک ضرر به نسبت بزرگی تجربه می کنند، یک مقدار بیش از حد ناراحت میشوند. در حدی که همین ترس و احساس گناه، باقیمانده پولشون رو از بین میبره.

شاید برای بعضی‌ها، دلیل این حجم از ناراحتی، بر می گرده به کودکی و سنین رشد. زمانی که والدین داشتند به بهترین شکل به این افراد آموزش می دادند، که باید تا می توانید پول پس‌انداز کنید و از دست دادن پول خیلی بده.
شاید اصلا به همینه دلیله، که برای خیلی ها ضرر کردن با آبروریزی همراه می شه و اشتباه کردن باعث می شه به این افراد احساس شرم دست بده.
یک عمر است با این باور زندگی می کنیم که پول از دست دادن خیلی بده. حالا وارد بازاری شدیم که در اون همیشه ضرر وجود داره. پس طبیعتا اگر نتونیم این احساسات رو کنترل کنیم، برایمان مشکل به وجود خواهد آمد.

تازه برای کسانی که معاملات کوتاه مدت را انتخاب می کنند (یعنی همان مدل معامله که اکثر تازه کارها به آن علاقه نشان داده و درگیرش میشوند)، ریسک همیشه و به دفعات وجود داره و ممکنه این احساسات، چند بار در روز به این افراد حمله کنه.

متوجه داستان شدید؟

یک طرف بازاری هست که داخلش همیشه ضرر وجود داره و در اون اشتباه کردن یک امر کاملا طبیعیه.
یک طرف هم شما هستید که داشتن اشتباه، و ضرر کردن برایت شرم و خجالت به ارمغان میاره.
تازه «بهت گفته بودم…» های خانواده و دوستان، وقتی که ضرر می‌بینید را هم به آن اضافه کنید…

به به،، چه شود…!!!

اصلًا انگار همه چیز دست به دست هم داده که از همان ابتدا، در مورد کارتان احساس گناه کنید.

ولی خب این داستانِ تقریبا هر نوع معامله ای هست که بخواهید انجام بدید، درست میگم؟

در نهایت اگر بخواهید در یک معامله به سود برسید، اول باید یک مقدار ریسک کنید. حالا اینکه مقدار ریسک کم هست یا زیاد، کاملا بستگی به شما و استراتژی خاص خودتون داره. ولی مساله اینه که ریسک همیشه هست و ضرر هم همیشه اتفاق میوفته.
تک تک افرادی که معامله انجام می دهند بالأخره و به ناچار ضرر را تجربه می  کنند. باور کنید این برای همه هست.
ولی آیا همه برای ضررهایشان احساس گناه و ناراحتی می کنند؟
نه… معلومه که نه

آیا شما باید به خاطر اشتباهاتتان احساس گناه کنید؟
البته که نه..
وقتی می دونید ضرر و اشتباه در این بازار برای همه هست و همیشه اتفاق میوفته، دیگه دلیلی ندارد واسش احساس گناه داشته باشید.
مهم اینه که در مجموع برنده باشید، نه اینکه حتماً تمام معاملاتتان با سود بسته شوند.
ناراحتی شما برای معاملات ضررده، مثل این می مونه که یک صاحب کازینو، بشینه و به خاطر ۴ نفر که در مجموع ۱۰۰ هزار تومان از جیب کازینو سود کردند ناراحتی کنه،
و دیگه کل سودهایی که در مجموع قراره به دست بیاره رو فراموش کند.

پس با خیال راحت بنشینید پای کامپیوتر و معاملات، درک کنید که یک تریدر هستید و این، ماهیت و ذات تجارت شماست.

اگه هنوز هم احساس گناه با شما هست و وقتی ضرر می کنید دوباره به سراغتون میاد، زمانش رسیده با آن روبه‌رو شوید و سعی کنید مشکلتون رو یک بار برای همیشه حل کنید.

حالا این که ریشه این احساس از کجا میاد و چگونه میتوان جلوش رو گرفت، میشه داستان پست بعدی، که ادامه همین مطلب و قراره در موردش با جزئیات بیشتری صحبت کنیم.

برای الان ولی همین‌قدر کافیه. همون طور که قبلاً هم گفتم (نمی دونم کجا، ولی مطمئنم یک جا گفتم)، که مهم کیفیت یادگیری هست، نه کمیت مطالب.
پس فعلا به ادامه موضوع کاری نداشته باشید، این مطلب رو دوباره و دوباره مرور کنید و مطمئن بشید که این مشکلات رو هیچ وقت نخواهید داشت.

دیدگاه خود را اینجا قرار دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کاربر گرامی:

برای مشاهده بهتر مطالب در تلفن همراه، لطفا تلفن خود را در حالت افقی نگه دارید.

Call Now Buttonتماس با فارسی کپیتال
×

سوالی دارید؟ تیم پشتیبانی فارسی کپیتال همواره در خدمت شماست.

× مشاوره رایگان