راه تو!

nnn
روانشناسی و خود شناسی

راه تو!

 

آخرین باری که به خاطر همرنگ شدن با جماعت خودتون رو از بالای کوه پرت کردین پایین دره کی بود؟

اوکی، مثال بدی بود.
یکی دیگه میگم.

تا حالا شده تو هایپر مارکت، تو یه صف طولانی برای پرداخت باشین، ۲۰ دقیقه هم معطل بشین، بعد ببینین کانتر بغلی بازه و کل مدت خالی بوده؟

اینم نه؟

این یکی چطور،،
تا حالا شده با یه جمعیتی، پشت در سینما، تئاتر یا همایش منتظر باشید که در رو باز کنن، بعد یهو یه نفر از همه جا بی‌خبر میاد، در رو باز می کنه و میره تو؟
چون اون در اصلا قفل نبوده و کل مدت باز بوده.
هیچ کس واقعا نرفته بود تست کنه ببینه در بازه یا نه.
شما هم فقط فرض کردید که قفله.
به سادگی فقط جمعیت رو دنبال کردید و هیچ وقت، ابتکار عمل به خرج ندادید که برید جلو و خودتون  قفل بودن یا نبودن در رو بررسی کنید.
دلیلش هم احتمالا این است که خجالت می کشید جلو برید، در واقعا قفل باشه و شما اصطلاحا ضایع بشید.

واکنش نشون دادن یا ندادن شما در چنین شرایطی، نشون دهنده مطابقت شما با جمعیت است.
دلیلش هم اینه که شما به تصویر خودتون در ذهن بقیه، و طوری که اونها در مورد شما فکر می کنند، خیلی بیش از حد اهمیت میدین.
واسه همین انجام کاری که شما رو از انطباق با جمعیت خارج کنه، یا اصطلاحا شما رو از «منطقه امنتون» در بیاره، خیلی سخت و غیر قابل کنترل به نظر میرسه.
چون شما باور دارید که مثل اکثریت برخورد کردن، باعث میشه جاتون امن باشه و آسیبی نبینید .
به عبارتی شما دارید به یکی از مسخره ترین ضرب‌المثل های دنیا عمل می کنید،
که میگه «خواهی نشوی رسوا، همرنگ بقیه رسواها شو».
(فکر کنم یه همچین چیزی بود).

حالا وقتی همرنگ بقیه هستین، می‌خواهید برای رسیدن به چیزهای بزرگتر، ریسک هم بکنید؟
معلومه که نمی‌تونید. ریسک کردن واستون خیلی ترسناک میشه.
چون یکی از عواقبش اینه، که دیگه هم رنگ جماعت نیستید و ممکنه همه شما رو قضاوت کنن.

شما می‌ترسید…
که حتی یه مقدار کم و منطقی ریسک کنید،
چون از عواقب منفی شکست خوردن اصلا خوشتون نمیاد.
پس تو این حالت، دیگه ابتکار عمل به خرج نمی‌دید و همون کاری رو انجام میدید که اطرافیانتان انجام میدن.

 

چیزایی که گفتم، شامل حال شما میشه؟

اگه آره، اصلا نگران نباشید. چیزهایی که گفتم شامل حال اکثر تریدرها و عکس العملشون به بالا و پایین های بازار فارکس هم میشه.

تقریبا همه به یه شکلی تلاش میکنن با جامعه اطرافشان مطابقت داشته باشند و کاری رو انجام بدن که ازشون تصویر خوبی بسازه‌.

برای خیلی از ما، ساختن این تصویر، رابطه مستقیم داره با ظاهرمون و جوری که تو اجتماع دیده میشیم. این دسته از ما مطمئنا علاقه دارن خوب به نظر برسن و به ظاهر خودشون اهمیت زیادی میدن.
تلاش برای داشتن ظاهر خوب و تاثیر گذار، چیزیه که برای خیلی از ما، از دوران بچگی تو سرمون نسب شده و‌ هنوز هم داره خوب کار می‌کنه.

این تلاش برای «خوب جلوه کردن» و «تاثیر گذار بودن» برای خیلی ها انقدر وسیع و شدید میشه که این افراد همیشه نگران ظاهر خودشون، و طوری که بقیه در موردشون فکر می کنند، هستند.

به نظرتون چه اتفاقی میوفته، وقتی یک نفر با این ذهنیت، تحلیلش اشتباه میشه و معامله میره تو ضرر؟

طبیعتاً این آدم نمی‌خواد باخت رو قبول کنه، به همین دلیل تو معامله میمونه، به امید اینکه قیمت برگرده و یکم از شرمندگی و خجالتی که واسش به وجود اومده کم بشه.
این دوستمون هیچ کار جدید، خلاقانه یا منطقی انجام نمی دهد که خودش رو از این وضعیت نجات بده.
چون می ترسه کارش جواب نده و توسط دیگران قضاوت بشه.
(میشه همون آدمی که می‌ترسه بره جلو در رو باز کنه، چون می‌ترسه در قفل باشه و جلو بقیه ضایع بشه)

ولی واقعا نظر بقیه چه اهمیتی داره؟؟
چرا باید انقدر واسمون مهم باشه که بقیه چه فکری در مورد ما میکنن؟

اگر شما هم این مشکل رو دارید، باید بگم فعلا وقت معامله کردن نیست. اول باید فکرتون رو یه سر و سامانی بدید و از این تصور که نظر بقیه اهمیت داره خلاص بشید.
مطمئن بشید که همیشه کار درست و منطقی رو انجام می دهید، نه کاری که شما رو جلوی بقیه خوب جلوه میده، یا باعث میشه کسی شما رو قضاوت نکنه.

برای این کار، باید نگاه عمیقی به درون خودتون داشته باشید و ببینید که خود شما،، خود خود شما، می‌خواهید چه کاری انجام بدین و چه مسیری واستون درسته.

هیچ وقت به هیچ کس اجازه ندید که با افکار یا احساسات خودش، روی مسیر شما و تصمیماتی که میگیرید تاثیر بذاره.
«راه تو، ماله توئه»

یه دلیل دیگه واسه تریدرها، که ابتکار عمل نشون ندن و سعی کنن مثل بقیه باشن، ترس از قبول ریسک است.
ریشه این ترس هم معمولا خجالت و سرافکندگی هست که ضرر کردن و بازنده بودن با خودش میاره.

این افراد خیلی بیش از حد به خودشون سخت می گیرن و وقتی اشتباهی ازشون سر می‌زنه، حسابی بهم می‌ریزن.
شاید چون انتظار دارن همیشه همه چی طبق برنامه پیش بره.
پس ریسک نمیکنن، چون از عواقبش ترس دارن و اصلا نمی‌خوان حس بازنده بودن بیاد سراغشون.

خب،،حالا چطوری با وجود این طرز فکر اشتباه به خودمون کمک کنیم؟

کافیه درک کنیم که تو این بازار، باید انتظار باخت و شکست خوردن رو داشته باشید.

«برای همه اتفاق میوفته»
برای همه

تقریبا با هر تاجر موفقی که صحبت کنید، بهتون میگه تعداد باخت ها و شکست هایی که داشته، خیلی بیشتر از پیروزی ها و‌‌ موفقیت هاش بوده.
البته این رو هم بهتون میگه، که درس هایی که از شکست ها گرفته، مهم‌ترین نقش رو در رسیدنش به موفقیت ایفا کرده.

داستان آدمای موفق تقریبا تو هر کاری همینه.

تریدر های موفق و برنده، از شکست هاشون درس میگیرن.
اونا نه به ظاهر کار و نظر بقیه اهمیت میدن،
نه از ریسک کردن ترسی دارن.

البته حواستون باشه:
بین اینکه با ذهن باز، حواسِ جمع و بر اساس اصول ریسک کنید، و اینکه کلا احتیاط رو بزارید کنار و با تمام قوا حمله کنید به بازار، خیلی تفاوت هست.

یک تریدر هوشمند و موفق همیشه ریسک می کنه، ولی در عین حال با استفاده از قوانین مدیریت ریسک اصولی، از خودش و سرمایه ارزشمندش هم محافظت می کنه.

در طول دوره آموزش، شما یاد میگیرید که چقدر می تونید برای به دست آوردن سود بیشتر، ریسک کنید و همزمان از پولتون محافظت هم بکنید و مطمئن باشید که اتفاق غیر منتظره ای نمیوفته.

اینطوری شما میتونید مثل یک تریدر همیشه برنده معامله کنید.
به شکل خاص خودتون، و در مسیر منحصر به فرد خودتون.​

دیدگاه خود را اینجا قرار دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کاربر گرامی:

برای مشاهده بهتر مطالب در تلفن همراه، لطفا تلفن خود را در حالت افقی نگه دارید.

Call Now Buttonتماس با فارسی کپیتال
×

سوالی دارید؟ تیم پشتیبانی فارسی کپیتال همواره در خدمت شماست.

× مشاوره رایگان